خدمات امام عصر"عج"

مدرسه امام عصر"عج"

درمانگاه ولی عصر"عج"

خیریه ولی عصر"عج"

مسجد ولی عصر"عج"

سرگذشت بی‌بی امینه نمازی دشتی, بخش دوم


طاهره بانو بسیار خردسال بود که مادر و پدر را از دست داد و خاطرات مبهمی از هردو دارد ولی پیرامون ویژگیهای اخلاقی بی بی امینه از خواهران بزرگتر ایشان نقل های بسیاری در محافل خانوادگی شده است. اینکه زنی یک خانه آنچنانی را با خیل بی انتهای مهمانان اداره کندودرعین حال به فرزندان همسرش چنان توجه کند که همه راعاشق و شیفتۀ خودسازد حکایت از ظرفیت عظیم معنوی و روحی بی بی امینه دارد. بی بی امینه قطعا از سوادسخن در سطح عالی برخوردار بود. صد حیف که نویسندگی بانوان در آن دوران رسم نبود وگرنه نوشته های عالی از او بجای مانده بود. با ینحال به گفتۀ افلاطون حکمتهای گفتاری در این جهان می مانند و حکمتهای رفتاری به جهان بعدی انتقال می بابند و درآن دنیاجاودانیند. بی بی امینه نیز که در جوانی به جوار رحمت حق شتافت کوله بار عظیمی از حکمتهای رفتاری را با خود به جهان باقی برد. همین خاطرات قطره ای که از آن دریای بزرگ به نسل های بعدی رسیده است حقیقتا مسحور کننده است. از بی بی امینه یک تصویر مانده است .
این تصویر که بالای مزار اودرامامزاده ابراهیم شیراز بچشم میخورد چهره زنی را نشان میدهد که مانند دخترش طاهر بانو زندگی و ساختار معنویش ترکیب صخره و ابریشم بوده است. این ترکیب عالی درخطوط چهره متین و زیبای او مشهود است. از خطوط این چهره می توان جای پای حوادث بسیاری رادید. دراواسط نیمۀ نخست قرن بیستم که جهان اسلام و ایران دستخوش انواع بحرانهای سیاسی و اجتماعی بوده است شیرزنی از یک خاندان بلحاظ فرهنگی شاخص درجنوب ایران و درشهر آباد بوشهر، بلحاظ تحصیلات عالی از زنان هم نسل خودش بسیار فراتر رفته و خانه و امور اجتماعی پدرش را به عالی ترین وجه مدیریت کرده و سپس عهده دار همسری مردی شده است که درجامعه روحانیت در راس تحولات سیاسی جنوب ایران و طبعا درمعرض انواع بحرانهاقرارداشته است. این بانوکه همۀ مایملک و سرمایه مادیش نیز درماجرای سال غارتی به غارت رفته است، به استواری یک کلان صخره همۀ مشکلات را در ظرفیت عظیم معنویش حل می کند و از خانۀ شیخ برای دختر خوانده هایش بهشتی برین می سازد که سالها پس از درگذشت وی سخن ها و کارهایش نقل سخن فرزندان شیخ می گردد. پس از تبعید شیخ از براجان به تهران بی بی امینه فاصلۀ بزرگ بین دو سبک زندگی جنوب کشور و پایتخت را نیز پل میزند و زندگی شیخ را وارد مرحله نوینی می کند. به ضرس قاطع می توان گفت اواز خوشیهای مادی و معمولۀ یک زندگی چندان طرفی نمی بندد و سراسر زندگیش وقف خدمت به دیگران شده است. با اینهمه هیچیک از وابستگان به وی خاطرۀ ذره ای شکوه وشکایت وآه و اندوه از او بیاد ندارند. وقتی که میرفت، از او یک دختر خردسال(داوزده ساله) طاهره بانو بجا مانده بود و انبوهی از خاطرات بزرگواریها و استواریهای او در بحبوبۀ حادثات تلخ زمانه و در ذهن و یاد فرزندان حضرت شیخ و یگانه خواهر بازمانده اش بی بی سکینه. درمورد شهامت و شجاعت بی بی امینه درخاطرات فامیل نقل است که وقتی خبررسید که درمجلس شورای ملی بلوائی برپا شده و کار به زد و خورد رسیده است. این هنگامی بود که مرحوم علی دشتی درمجلس نمایندگی داشت. با شنیدن خبر، بی بی امینه لباس پوشیده و برای مرافعه ازخانه خارج میشود که در نیمه راه توسط خویشان بازگردانده میشود و اورا متقاعد می سازند که بلوا فرو نشسته و نیازی به دفاع نیست. طاهر بانو نقل می کند که بی بی امینه بسیار خوش قامت،خوش لباس،خوش سخن و خوش محضربودودرمباحث علمی و اجتماعی ورود چشمگیری داشت و درعین حال که بروز اجتماعی پررنگی داشت به وظائف خانوادگی بنحو احسن میرسید. رفتار اوبا دختران حضرت شیخ چنان بود که وقتی یکی از ایشان(روشن روان معصومه مجاهد همسر مرحوم آیه اله حاج شیخ ضیاءالدین ابن یوسف) شنید که بی بی در یک سفر به خانۀ پدری در بوشهر مدت اقامتش طولانی شده برای بازگرداندن سریع او به منزل حضرت شیخ دست به اعتصاب غذا زد. البته ریشه این روابط عالی به دوران قبل از ازدواج بی بی امینه باز می گردد. طاهره بانو نقل می کند که خواهران او در سفر به بوشهر تنها اجازه داشتند در منزل میرزا محمد (پدر بی بی امینه) اقامت کنند و بین ایشان از قبل از ازدواج پدر ،دوستی بی بدیلی برقرارشده بود. بی بی امینه در مسائل روحانی نیز خاطرات جالبی از خویش گذاشته است. طاهر بانو نقل می کند که درخانه خیابان سیروس در تهران اطاقی بعنوان نمازخانه قرارداشت و بی بی هر صبح پس از نماز، دعای معروف مندرج در مفاتیح را قرائت می کرد:" و افوض امری الی الله،ان الله بصیر بالعباد. فوقیه الله سیئات ما مکروا.لااله الاانت. سبحانک انی کنت من الظالمین...".(1) محور اصلی دعا تذکر به نفس و یاد آوری این مهم است که تکیه برخالق،انسان را از تکیه و چشمداشت به مردمان بی نیاز می کند. این دعا را باید دعای بی نیازی از خلق نام گذاشت. درواقع بی بی امینۀ عارف هرصبح قبل از شروع روز نغمۀ بی نیازی از خلق و تکیه برخالق سرمیداد و پژواک زیبای این دعا هنوز در گوش طاهره بانو اورا بیاد مادر می اندازد. سبک زندگی بی بی امینه و همسرش اقتضای روابط اجتماعی بسیار گسترده داشت و این امر به بهای محرومیت کامل از فضائی است که دردوران مدرن "زندگی خصوصی" نام دارد. درواقع هیچ چیز خصوصی نبود ولی ماجرا به اینجا ختم نمی شد. مسافرینی که از جنوب می آمدند البته با خودشان برکت میآوردند، ولی انواع امراض هم با ایشان وارد خانه میشد. طاهره بانونقل میکند که خود وی در خردسالی انواع مرضهای واگیر را از قبیل مالاریا،حصبه،تراخم و غیره رااز مهمانان گرقته بود و مدتها مشغول درمان بود. بی بی امینه نیز بالاخره به مرض تیفوس مبتلا شد و نتوانست از چنگال این بیماری نجات پیدا کند و درسن پنجاه و چند سالگی در منزل مرحوم ابن یوسف یعنی داماد دوم مرحوم شیخ مجاهد در شیراز روح پاکش به ملاء اعلی پیوست و در نزدیکی همان خانه در محلۀ لب آب شیراز در امامزاده ابراهیم بخاک سپرده شد. بامادر که پیرامون زندگی گذشته و مادرش در گفتگو بودیم، فرمود نمی دانم بی بی مرا چقدر بیاد دارد. دیوان حافظ در دسترس بود و چنین خواندیم:
بمژگان سید کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد بر چینم
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد
مراروزی مباد آندم که بی یاد تو بنشینم
پاسخ بی بی امینه به سئوال دخترش، از آنسوی مرز حیات همانند روان پرفتوحش بسیار روشن بود و جان مارا نیز روشن ساخت. یادگار بی بی امینه، طاهره بانو گرچه در خردسالی از مادرجداشده اما با این همه هنر ترکیب عالی صخره و ابریشم را از مادرش به تمام کمال به میراث برده است. یاد بی بی امینه گرامی و عمر با برکت فرزندش طاهره بانو و نوه اش امینه محلاتی که هردو پروردۀ همان مکتب و بارگاه اخلاقی هستند مستدام باد !

درمیانۀ سرمای تند زمستان اوهایو در حومۀ شهر کلیولند آمریکا، وه که دلم از این یادها چه گرم میشود.
دوم مارچ 2010 برابر با 11 اسفند ماه 1388 محمد جعفر محلاتی

بخش اول