خدمات امام عصر"عج"

مدرسه امام عصر"عج"

درمانگاه ولی عصر"عج"

خیریه ولی عصر"عج"

مسجد ولی عصر"عج"

زندگی‌نامه آیت روشن خداوند حضرت مجد‌الدین محلاتی

سپس کتاب آسمانی رابه بندگان خود که بر کزیده بودیمشان به میراث دادیم؛ و بعضی از ایشان ستمکار در حق خویش؛ و بعضی از ایشان میانه رو؛ و بعضی از ایشان به اذن الهی در نیکوکاریها پیشتاز است؛ این همان فضل بزرگ است.
سوره فاطر، آیه ۳۲

حضرت آیة الله مجدالدین محلاتی در مهرماه سال ۱۳۰۴ شمسی (۱۹۲۵ میلادی) در نجف اشرف دیده بر جهان گشود. پدر ایشان آیة الله العظمی بهاء الدین محلاتی (۱۲۷۳-۱۳۶۰شمسی، ۱۹۸۱ میلادی) از خاندان سیصد ساله علم و فقاهت بودند که سالها بهعنوان مرجع یگانه فارس، حوزههای علمیه این استان را رهبری و در سالهای میانی تا انتهای قرن بیستم رکن رکین دینی در جنوب ایران و ملجاء و پناه محرومان و استوانه علم و عرفان بودند و از محضر درسشان اساتید بسیاری برای خدمت در حوزه و دانشگاه برخاستند. مادر حضرت مجد بانو صدیقه محلاتی فرزند مرحوم آیة الله میرزا ابوالفضل محلاتی و نوه میرزا ابراهیم محلاتی (متولد ۱۲۲۸هجری شمسی ـ ۱۸۴۹ میلادی) مرجع منحصر فارس در آغاز قرن بیستم بودند که از حامیان و رهبران اصلی جنبش مشروطیت در این استان به شمار میآمدند. اجداد پدری و مادری حضرت مجد که عموزاده بودند از نیای مشترکشان مرحوم آخوند مولی محمد علی مجتهد محلاتی (متولد ۱۱۹۲و متوفی ۱۲۴۶ هجری شمسی، ۱۸۶۷ـ ۱۸۱۳میلادی) نسب میبرند که متجاوز از یک قرن و نیم پیش (۱۲۲۳ شمسی ـ ۱۸۴۴ میلادی ) به دعوت سادات مولاي شیراز از زادگاهشان در شهر محلات به شیراز مهاجرت کردند و همه فرزندان ایشان تا نسل حاضر از علما و مراجع فارس و جنوب ایران بودهاند.
آیة الله مجدالدین پس از گذراندن دوران دبیرستان در مدرسه شاپور شیراز برای تحصیل علوم دینی به حوزه قم رفتند و از همان آغاز تحصیل در نزد اساتید بزرگ حوزه از جمله آیات عظام بروجردي، محقق داماد، حجت، خوانساری، کاشانی و بهویژه در محضر درس امام خمینی و تفسیرو فلسفه علامه طباطبائی خوش درخشیدند. در آن سالها حوزه علمیه قم در تعامل با دنیای مدرن دستخوش تحولات و بحرانهای علمی، فلسفی و سیاسی بود و به اندیشههای پویا و اجتهاد نوین نیاز مبرمی داشت. آیة الله محلاتی که در آن هنگام در مدرسه حجت قم اقامت داشتند برآن شدند که با دستمایههای علمی و عملی به رویارویی چالشهای فراروی نسل جدید بروند و پیشگام و راهگشا باشند. در نخستین گام با همراهی طلاب برجسته هم نسل خویش از جمله آیات عظام سبحانی، مکارم شيرازي، نوری و امام موسی صدر مجله مکتب اسلام را پایهگذاری کرده و به نشر اندیشههای نوین اسلامی پرداختند. ایشان همزمان با همراهی دو نفر از نزدیکترین دوستانشان مرحومان امام صدر و آیةالله جلیلی کرمانشاهی دست به یک نو اوري اموزشي زدند که تا پیش از ایشان در حوزه علمیه قم سابقه نداشت. هر سه یار مدرسه حجت برای اینکه بین حوزه و دانشگاه پل بزنند برای تحصیل حقوق مدرن به دانشکده حقوق دانشگاه تهران رفتند و هر سه باهم فارغالتحصیل رشته حقوق و در واقع نخستین طلابی در حوزه علمیه شدند که از تحصیلات دانشگاهی نیز برخوردار بودند. این تهور آموزشي و اجتماعی که راه ارتباط حوزه و دانشگاه را هموار ساخت و نسلهای آینده از منافع آن بهرهمند گردیدند برای خود این دانشجویان مبرز نیز برکات عدیدهای به همراه داشت و هر کدام در شهر و دیار خویش منشاء خدمات بینظیری گردیدند. امام موسی صدر به لبنان رفتند و رهبری شیعیان این کشور، بلکه رهبری فکری جماعات بزرگی از مسلمانان و حتي اهل كتاب منطقه را در سامان بخشي به زندگی دینی در جهان مدرن به عهده گرفتند. آیةالله جلیلی در کرمانشاه به تدریس و ارشاد پرداختند و آیة الله مجدالدین محلاتی برای ادامه راه پدران خویش به شیراز مراجعت و پس از بنای مسجد ولی عصر این شهر به تدریس علوم دینیه و ارشاد پرداختند.
دیرزمانی از شروع اقامه نماز و تدریس نگذشته بود که تقریباً به طور همزمان و با مشورت و همفکری یکدیگر، دو یار طلبگی مدرسه حجت یعنی امام صدر و حضرت مجد به فکر افتادند که علاوه بر كار سنتي ارشادات دینی با استفاده از افکار و امکانات نوین دست به تأسیس مؤسسات خیریه و عامالمنفعه بزنند. در نتیجه این تعاطی افکار، و با یاری چند تن از دوستان شفیق و خیر شیرازی، کلنگ بنای نخستین درمانگاه خیریه شیراز به نام مقدس حضرت ولیعصر (عج) در سال ۱۳۴۲ شمسی زده شد. همزمان سنگ بنای خیریه عامالمنفعه ولیعصر (عج) گذاشته شد که هزاران نفر از مستمندان شهر شیراز را در برآوردن انواع نیازهای خوراکی و پوشاکی و مسكن و سایر خدمات اولیه مورد نیاز تحت پوشش گرفت. مؤسسه خیریه و درمانگاه ولیعصر در واقع امسال ( ۱۹۹۲شمسی ـ ۲۰۱۳ میلادی) بهعنوان قدیمیترین بنیاد خیریه دینی این شهر نیم قرن سابقه خدمات خود را در شب مقدس نیمه شعبان جشن گرفتند.
چندی بعد با تأسیس کوی خیریه امام علی برای سرپناه دادن به خانوادههای بدون مسکن در شیراز حلقه خدمات خیریه حضرت مجد و یاران به مستمندان شهر شیراز کامل شد.
در گام بعدی، آيت الله محلاتي به فکر تقویت بنیادهای علمی دارالعلم شیراز افتادند و به تأسیس مدرسه علمیه امام عصر (عج) همت گماشتند. این مدرسه که هماکنون دایر و به تربیت طلاب مبرز علوم دینیه مشغول است از یکی از بهترین کتابخانههای دینی شهر شیراز برخوردار است که محل مطالعه و مراجعه و تحقيق اهل علم میباشد.
توجه بینظیر و پر اثر آيت الله به مسئله حق نان، حق سلامت، حق مسکن و حق آموزش اقشار بي بضاعت با همه حجم عظیمی که داشت، ایشان را از مبارزات سياسي و احقاق حق آزادی باز نداشت. در سالهای قبل از انقلاب اعتراضات ایشان به بد رفتاري با زندانیان سیاسی و توجه جدی معظم له به حقوق اساسي مردم مکرر ایشان را در معرض خطر و انواع تهدیدات سیاسی قرار داده بود. در نتیجه علاوه بر تبعید و زندانی شدن ایشان بههمراه پدر معظمشان در پی حوادث پانزده خرداد سال ۱۳۴۶، در پایان همان دهه به مدت یک سال به ایرانشهر و شهرکرد، یعنی گرمترین و سردترین شهرهای ایران تبعید شدند.
مبارزات سیاسی پیگیر و متعهدانه حضرت مجد در عین حال هرگز ایشان را در بحبوحه حوادث به پرتگاه افراط و تفریط در امر سیاست نیافکند و این خصیصه بسیار کمیاب به ویژه در سالهای آغازین انقلاب و پس از آن به صورت بسیار بارزی رخ نمود.
در حالیکه در فضای هرج و مرجهای اولیه که طبیعی هر انقلاب است برخی از میوهچین هاي تقوافروش به طمع کسب جاه و مقام و منزلتهای اجتماعی و سیاسی به هر ترفند و چاپلوسی و بدامان هر افراط و تفریطی در میافتادند و بر جان و مال و آبروی بیپناهان میتاختند، آیة الله محلاتی به پیروی از پدرو اجداد مرجع و معظمشان در برابر افراط گرايان ایستادند و به الگوي مبارزه بر ضد خشونت و اوباشگري مشهور شدند و البته تا زمان رحلتشان هزینههای سنگین روحی نيز در تحمل فشارهای اوباش سالاران پرداختند.
خاطره فداکاریها و پایداریهای ایشان در چند حادثه تاریخی استان فارس همچنان زبانزد اهل اندیشه و دین و عدالت و انصاف میباشد. از آن جمله ممانعت ایشان از تخریب تخت جمشید، دفاع ایشان از حقوق اقلیتهای دینی که چندین و چند بار در معرض تجاوزات اوباش قرار گرفتند و مبارزات جدی ایشان علیه خشونتها واعدامهای بی قانون اوایل انقلاب را میتوان برشمرد. فرهنگ حضرت مجد تحت تأثیر و نفوذ معنوی پدر و اساتید بزرگوارشان فرهنگ رحمانی، تفضل،احترام به آزادی، عفو، کتمان سر مردمان و فرهنگ سخاوت و آزادگی بود و لاجرم فرهنگ انتقام و افشاگری و زورمداری و عقلستیزی و چاپلوسی و دینفروشی و تظاهر و ریاورزی و مباحانگاری دروغ و تزویر را برنمیتافتند.
معظم له قول را همواره با عمل همراه ساخته و در کار خیریه پیشگام بودند. از همینرو است که پر تیراژترین مجله جهان، مجله ناسیونال جئوگرافیک که سردبیرش برای تهیه گزارشی به ایران سفر کرده بود، پس از گفتگو با مردم شیراز و آگاهی از کارنامه آيت الله مجدالدين، ایشان را در مقالهای تحت عنوان"آیة الله خیرات گرايي که صرفا موعظه تحويل مردم نميدهد" مورد ستایش قرار داد.
با اینهمه حضرت مجد استاد سخن نیز بود و خاطره مجالس سخن پرنفوذ او همچنان در شیراز و هر جا كه سفر کرده بود مورد تحسین و بزرگداشت اهل فکر است.
آیة الله مجدالدین محلاتی همانند دوست ایام تحصیل و هم افق فكريش، امام موسی صدر، جهانی میاندیشید. ایشان به توصیه مراجع معظم قم سیزده بار به اروپا و آمریکا سفر کرد و راه مستمعين بسياري را از سلايق مختلف فكري به مساجد و محافل ديني هموار ساخت. خاطره ارشادات معظم له طي چند ماه مبارک رمضان در مسجد واشنگتن سيزده سال پس از درگذشتشان هنوز زنده و الهامبخش است.
ايشان همچنین در چند دانشگاه عمده از جمله هاروارد وپرنیستون و نیز در کلیسای بزرگ کاتدرال واشنگتن سخرانیهای بیادماندنی داشت. وی در گفتگو با رهبران سایر ادیان نیز سابقه درخشانی از خود به یادگار گذاشت.
آیت الله محلاتی در سلوک شخصی و دوست پروری نیز از یگانههای دوران بود. برای وی دوستی یک مکتب اخلاقی تمام و کمال بود و قول احمدابن مسکویه را که انسان را از جنس انس و امام را حافظ موسسه انس میدید در وجود و سلوك خويش به ظهور آورده بود.
در نقد فرهنگ ملی، حضرت مجد اباحه دروغ را امالفساد میدید. بارها از زبان او شنیده شده بود که دزد و هيز را دشمن خدا نمیگویند ولی دروغگو بواقع چنین است. از ریاکاری به شدت متنفر بود و یکبار که یکی از صاحب منصبان بنام که در منزل او مهمان بود و برای پاسدارانش و نه برای خودش غذای سادهتری طلب کرده بود به شدت او را برآشفت. او هیچ زشتی را به نام دین برنمیتافت و چون حقیقت را زیبا میدید به کسانی که به نام تدین مروج بدنظری، بدسخنی، بداخمی و زمختی بودند خرده میگرفت. در سلوک شخصی همیشه آراسته، خوش لباس، بشاش و خندهرو، معطر و پاکیزه بود. هربار به دیدار استادش امام خمینی میرفت برای ایشان ادکلن عالی میبرد که بسیار مورد تشکر قرار میگرفت.
ایشان گداصفتی و ستایش کوخنشینی را تحتعنوان کمونیستی "خلقی بودن " که اوائل انقلاب بسیار شایع شده بود به هیچوجه برنمیتافت و آن را اولاً مصداق ریاکاری و ثانیا با روح عزتمدار دین در تعارض میدید. برای کسی اگر هدیه میبرد، بهترین کیفیت آن را هدیه میبرد و طبق مهمترین اصل جهانشمول اخلاقی درست هر آنچه را برای خود میپسندید برای دیگران نیز همان را میپسندید نه اینکه بگوید فرهنگ فرودستان ظرفیت کیفیت عالی ندارد. حضرت مجد و همسر معظمشان هرگز در سرایشان را بر هیچکس نبستند. یکبار آشنای دوری به منزلشان دعوت شد که هفتهای پذیرایی شود. مهمان چند روزه سیزده سال همانجا ماند و به گرمی پذیرایی شد و همانجا درگذشت. در عفو و بخشش کسانی که به او ظلمی روا داشته بودند ذرهای تردید و تعلل نداشت و کینه به دل نمیگرفت.
در ده سال پایانی عمر معظم له، علاوه بر تدریس حوزوی، در دانشکده حقوق دانشگاه شیراز نیز به تدریس و تربیت شاگرد پرداخت. در شهر شیراز و سایر شهرهای استان فارس دهها مسجد تأسیس کرد. سالها آموزشگاه بزرگ شبانهروزی ایتام نمازی را تحت حفاظت و مدیریت داشت و به بچههای یتیم عشق میورزید.
تماس او با مقامات دولتی در قریب به اتفاق موارد زندگی ایشان یا برای آزادی یک زندانی، یا ممانعت از اعدام و در هر حال در زمینه احراز حقوق و آزادی شهروندی بود. تقریباً هرگز برای شخص خویش از هیچکس و در هیچ رتبهای سؤال ننمود.
همه مؤسساتی که بنا نهاد با نام مقدس امام زمان (عج) قرین بود. به حضرتش عشق میورزید و به مهر ائمه هدی مدرسهاش را هم سفره خانه علم برای طلاب و هم سفرهخانه اطعام برای مساکین ساخته بود.
از مهرورزی دریغ نداشت. با مهر زیست و وقتی در بیست و دوم خرداد ۱۳۷۹ به سوی معبود شتافت، جسم خاکیش روی دوش مهر هزاران نفر عزادار به سرای ابدیش در مدرسه اما عصر رسيد و با در دست داشتن کارنامه درخشانی از کارهای سترگ علمی و خیریه و دینی، زير درخت نارنج مدرسه اي كه با عشق بنا كرده بود بي رنج آرمید.
از آیت الله فقید و همسر فرهیخته ایشان بانو صالحه مجاهد که فرزند یکی از شاخصترین رهبران نهضت جنوب ایران در مبارزه علیه استعمارانگلیس در جنگ جهانی اول یعنی آیت الله شیخ محمد حسین مجاهد برازجانی (م. ۱۳۱۹ شمسی-ـ ۱۹۴۰ میلادی) هستند چهار فرزند و پنج نوه باقی است.
بانو مجاهد که در ابعادی وسیع و گسترده در همه موفقیتهای بزرگ همسر فقيدشان سهیم و شریک و ایشان را در همه فراز و نشیبهای زندگی همراهی کردهاند هماکنون ستون استوار بیت آیتالله محلاتی هستند و در پیشرفت و اعتلای مؤسسات خیریه و علمیهای که همسرشان با همیاری ایشان و مردم خير و قدر شناس بنا نهادهاند تلاش تحسین برانگیز و مؤثری دارند. فرزند نخست ایشان دكتر محمد جعفر محلاتی هماکنون استاد الهیات اسلامی و مطالعات خاوریانه دانشگاه اوبرلين امریکا بوده و همچنین برخی از مؤسسات پدر را تحتنظر دارند. ایشان در سالهای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در سمت نمایندگی ایران در سازمان در پایان بخشیدن به جنگ هشت ساله سهم مؤثری داشتهاند.
فرزند دوم، آقای محمد حسین محلاتی به پیروی از راه پدر سالها است که در تأسیس و اداره مؤسسات فرهنگی و خیریه بینالمللی مانند مرکز اسلامی واشنگتن و انجمن خیریه رازی نیویورک تلاش موثري دارند و همزمان به تجارت مشغولند. تأسیس مؤسسات فرهنگی اسلامی در شهرهای هوستون و نیویورک نیز از ثمرات تلاشهای ایشان میباشد.
فرزند سوم، بانو امینه محلاتی سالهاست که به تدریس زبان فارسی در دانشگاه پرينستون اشتغال دارند. ایشان علاوه بر پروراندن فرزندان رشید و عالم همچنین در هنر اسلامی نیز آثار گرانقدری دارند که نمونههای کار ایشان در مرکز مطالعات یونانی دانشگاه هاروارد و مرکز مطالعات زبان فارسی دانشگاه مریلند در شهر واشنگتن مورد تحسین علاقمندان است.
آخرین فرزند آیتالله فقید آقای دکتر احمد محلاتی در رشته کلیههای پیوندی فوق تخصص داشته و به کار پزشکی اشتغال دارند. ايشان در عین حال فارغالتحصیل رشته الاهيات از دانشگاه هاروارد هستند و همانند حکمای قدیم علمالابدان و علمالادیان را با هم جمع کردهاند. دکتر احمد همچنین در هنر نقاشی و خطاطی صاحب سبک شناخته شدهاند. فرزندان حضرت شیخ و بانو مجاهد بر پیروی از معنویات مکتب اخلاقی و ذوق پدر و مادر همه خیرات اندیش بوده و در مسیر تعلیم و تعلم، هنرپروري و ادامه راه اجدادشان عبادت را خدمت به خلق ميدانند.
برخی از فلاسفه گفتهاند که حرکت ناشی از مقدار وجود است. آثار وجود کلان و چندبعدی آيت الله رضوان جایگاه همچنان سيزده سال پس از درگذشت او در جای جای شهر و دیار فارس، در ساير شهرهاي فراسوي ايران و در دل مردمان بسياري هویدا و حرکت او در تفسیر عملی دین بر مبنای مهر و خرد همچنان الهامبخش است.
در حالیکه بسیاری از متفکرین و صاحب منصبان روزگار ما همچنان در چنبره جهانبيني مبتني بر عدالت تنبیهی و توزیعی اسیرند، آیةالله فقید مجدالدین محلاتی که سیمای پر حشمتش آئینه دل دریایی او بود به فراعدالت میاندیشید و فیلسوف اخلاق دوستی و تفضل بود.
چندی قبل از سفر ابدیش، یکی از شخصیتهای بزرگ و به نام تاریخ معاصر ایران تابلوئی که خود برایشان خوشنویسی کرده بود به ايشان هدیه داد كه بیتی از خواجه شیراز حافظ را كه انگار خلاصه زندگی حضرت مجد بود بر آن نوشته بود:
کاردانی که بود بدرقه‌اش لطف خدای         به تجمل بنشیند به جلالت برود
به‌درستی که چنین زیست و چنان رفت
یادش جاودان و راهش پر رهرو باد
رحمةالله علیه رحمتهٌ واسعه