خدمات امام عصر"عج"

مدرسه امام عصر"عج"

درمانگاه ولی عصر"عج"

خیریه ولی عصر"عج"

مسجد ولی عصر"عج"

پرورش اراده در پرتو محرمات

یکی از نتایج درخشان اجتناب از محرمات الهی، پرورش اراده انسان است که او را از اسارت و بردگی امیال بی‌پایان نفس رهایی می‌بخشد، انسان چون از لذات ناچیزی که موجب فساد روح و جسم اوست چشم پوشیده اراده خویش را نیرومند ساخته مرزهای کشور انسانیت را در برابر تهاجم خوی حیوانی مستحکم گردانیده است زیرا تنها فاصله بین حیوان و انسان «عقل و اراده» اوست.
این قدرت اراده با حکومت انسانیت برخواسته‌های حیوانی در زبان روانشناسان به «خویشتن‌داری» نامیده می‌شود.

بررسی سازمان وجود انسان:

نیروهایی که در نهاد انسان است، هریک به هدفی خاص کشش داشته و او را به طرفی معین دعوت می‌نماید، تنها اختلاف افراد در شدت و ضعف این قوا است.
انسان در جواب این خواسته‌های درونی خود گاهی با حیوان همکار است و زمانی در جواب این تقاضاها تنها انسان می‌باشد و با انسانیت خود پاسخ این تمایلات را می‌دهد.
غرائز حیوانی که در انسان موجود است، جز آنچه را که یک حیوان می‌خواهد از انسان درخواست نمی‌نماید، از این نظر، این فرد انسان با حیوان یکسان است؛ یعنی همان کاری را انجام می‌دهد که یک حیوان انجام ‌می‌دهد حیوان در حالت احساس گرسنگی غذا می‌خواهد انسان هم در این هنگام غذا می‌خواهد، حیوان در احساس خستگی می‌خوابد انسان نیز در این موقع بخواب می‌رود، در تمایلات جنسی هر دو یک خواسته دارند و تنها فرقی که دراین میان است، در کیفیت پاسخ دادن به این تقاضاها است بدین معنی که انسان رفع گرسنگی خود را از سایر موجودات به نحو کامل‌تری انجام می‌دهد و حیوان که فاقد این اندیشه است به‌نحو ناقص در حالی‌که ماهیت هردو کار یکی بوده و نتیجه هم در هر دو عمل یکی است (سیری انسان و حیوان در رفع خستگی جسمی آنها) و ناچار عاملی که در این تقاضاها و پاسخ‌های آن دخیل بوده یکی خواهد بود. که همان طبع حیوانیت است.
بنابراین، امتیاز انسان را از حیوان باید در عوامل دیگری جستجو کرد زیرا این دو موجود در این نوع تقاضاها و جواب‌ها یکسان هستند.

انسانیت در گرو چیست؟

موجودی که به نام انسان مفتخر است و پرارزش‌ترین کالای بازار هستی است با تمام اوصاف مشترکی که با حیوان دارد؛ خود سرمایه‌ای دارد که به وسیله آن اشرف موجودات جهان گشته و بلندترین مقام هستی را حائز گردیده است.
آن سرمایه گرانبها و پرقیمت، آن راهنمای انسان و نه موجودات دیگر به سوی کمال، آنچه که انسانیت در گرو اوست چیزی جز «عقل و اراده» نمی‌باشد.
آری تنها این دو نیرو است که قدرتهای دیگر بشری را در اختیار خود گرفته است و اگر این دو سرمایه پرقیمت، این دو ودیعه الهی از او جدا گردد، حیوانی می‌شود که از بسیاری حیوانات پست‌تر و بی‌ارزش‌تر است. راهنمایی خداوند جهان، دعوت پیمبران بزرگ الهی تکالیف و وظایفی که از جانب پروردگار رسیده، همه و همه برای پرورش این دو نیرو و تکمیل این دو ودیعه الهی است. زیرا اگر عقل و یا اراده را از انسان بازستانند نه تکلیفی باقیست؛ و نه معرفتی به خدای جهان دارد، ‌نه پاداشی خواهد بود و نه اجتماعی و خلاصه نه انسانیتی.
بنابراین می توان گفت: انسان مساویست با عقل و اراده زیرا در سایر نیروها و تقاضاها انسان هم‌طراز حیوان بود، هرچه او داشت آنهم دارا بود. پس چه امتیازی در غیر از این دو قوه مهم میتوان یافت؟
تحلیل این دو نیروی عظیم و بحث در ماهیت این دو پایه انسانیت از هدف مقاله ما خارج است و ماتنها به بیان وظایف هریک می‌پردازیم.

وظایف عقل و اراده

این دو نیروی بزرگ الهی در انسان هریک موقعیتی مخصوص به خود داشته و ناچار هریک وظایف خاصی به عهده دارد. و به‌طور خلاصه وظیفه عقل در انسان تشخیص و قضاوت است و تکلیف اراده اجرا آنچه را عقل تشخیص داده می‌باشد عقل در تشخیص نیک از بد حکومت می‌کند و اراده سربازی مجری آن حکومت است.
با مقایسه‌ای ساده وظیفه و چگونگی فعالیت هریک از این دو نیرو روشن می‌شود و احتیاج هریک به دیگری در به‌راه انداختن چرخ سعادت انسانیت معلوم میگردد فرض کنیم شخصی است عاقل؛‌ اما با اراده‌ای سست. این فرد با اینکه عقلش تشخیص بد را از خوب می‌دهد چون عامل اجرای فرامین عقل ضعیف و اسیر هوی و هوس است، نمی‌تواند آرزوی عقل را برآورد و به مرحله عمل برساند، و در نتیجه حق انسانیت وی ادا نمی‌شود اگر کشمکشی در خواسته‌های عقل او با تقاضاهای هوی و هوسش درگرفت، عقل گفت احسان و خدمت به نوع از خوبترین خوبیهاست ولی هوس و هوی و لذت‌خودپرستی او را از احسان منع نمود آيا چه نیرویی می‌تواند در این کشمکش به کمک عقل شتافته تقاضای او را برآرود؟ آیا جز اراده‌ای قوی و پایدار در مقابل هوی و هوس میتواند این کار را انجام دهد؟
در این‌حال بساط حکومت عقل برچیده شده و حکومت در وجود چنین انسان «بی‌اراده و ضعیف» به دست هوی و هوس او است و مانند یک حیوان کار می‌کند او فقط می خورد می‌خوابد لذائذی جسمانی می‌برد این نتیجه (یکسانی انسان و حیوان) همچنین در فردی که فاقد عقل صحیحی است درست به‌دست خواهد آمد. کسی که چراغ عقل او در تند باد هوی و هوس خاموش شده و با چشم عقل خود جایی را نبیند و چیزی را تشخیص ندهد به همان اندازه به حیوانیت نزدیک شده و انسانیت خود را در این گیرودار باخته است.
انسانی هنگامی انسان است که دارای عقلی سالم و اراده ‌ای قوی باشد و بتواند در مقابل امیال، هوسها و هواهای درونی با قدرت ایستادگی نماید و پایدار بماند، در غیر این صورت انسان به صورت، چیزی جز حیوان نیست! پس تقاضاها و خواسته‌هایی که از هوی و هوس انسان سرچشمه می‌گیرد اگر با اراده‌ای قوی و عقلی سالم تعدیل نگردد موجودی خواهد بود به‌صورت انسان ولی در سیرت حیوان!
انسانی که در زندگی خود پای‌بند محدودیت‌ها و محرمات نباشد از هیچ خواسته نفسانی خود سرباز نزند، خودسر باشد و آنچه را هوسش اقتضا کند انجام دهد آیا می‌توان نام انسان بر او گذارد؟
انسانی که هر وقت گرسنه شد حساب مال دیگران را و حرمت تصرف در اموال مردم را ننمود هرچه در دسترس اوست به مصرف رساند، آیا جز عمل یک حیوان را انجام داده است. چه آنهم از این حساب و محدودیت‌ها دور است.
آنچه در اراده قوی گفته شد، نتیجه احکام ممنوعه‌ایست که در ادیان الهی و احکام اجتماعی بیان شده مراعات محرمات و محدودیت‌ها ورزشی است برای اراده و تقویت آن در مقابل هوی و هوس.
یک نمونه زنده و جالب برای تقویت اراده در شرائع الهی همین وظیفه بزرگ روزه است که در این ماه مبارک تشریح شده است.
این محدودیت انسان را در مقابل طبیعی‌ترین تمایل او یعنی خوردن و آشامیدن، ارضاء غریزه جنسی، قرار می‌دهد و اراده او را به‌وسیله این تمرین تقویت می‌نماید و انسانیت او را کامل می‌سازد.
خلاصه بزرگترین مظاهر و روشن‌ترین جلوه‌های اراده قوی رعایت محرمات الهی است چه با اقتضای طبع بشری هر گاه حساب محدودیت شرعی را نموده و آن خواسته را انجام نداد اراده خود را ورزش داه قوی ساخته است، پس:
«مراعات محرمات و محدودیت‌های الهی به کراه اساسی برای تقویت نیروی اراده است که یکی از دو رکن اساسی انسانیت محسوب می‌شود»