خدمات امام عصر"عج"

مدرسه امام عصر"عج"

درمانگاه ولی عصر"عج"

خیریه ولی عصر"عج"

مسجد ولی عصر"عج"

حقوق اسلامی

در چهارده قرن پیش، همراه ندای جان‌فزای «یا ایها‌الناس الی رسول الله الیکم جمیعاً» حقوق جدیدی به جامعه بشریت قدم نهاد و با هدفی مشخص و عالی اجتماع را؛ به کمال هدایت نمود. این حقوق، دست اجتماع را گرفت و از گمراهی نجات بخشید.

اراده خدا- پایه حقوق اسلام

همان‌طور که صریح دو آیه شریفه «قل الحق من ربکم» و «قل یا ایها الناس قد جاء کم الحق من ربکم» جمیع احکام و حقوق اسلام الهی بوده و منشا آن اراده خداست نه ساخته فکر انسان، ما نیز اینک برای درک بیشتری از الهی بودن این حقوق، وضع حقوقی عرب قبل از اسلام را مورد مطالعه قرار مید‌هیم.
اطلاعات ما از خصوصیات حقوقی آن روزگار بیشتر از قران به‌دست آمده است چه حدود و مقرراتی که به موجب حقوق جدید به وجود می‌آید، همه از شیوع و رواج داشتن کارهای مورد نظر حکایت میکند. مثلاً اگر قانونی با قدرت برای مبارزه با استعمال مواد مخدره و یا جلوگیری از قاچاق به‌وجود آمد حاکی از رواج این دو کار (استعمال مواد مخدره و رواج قاچاق) در آن روزگار می‌باشد. زیرا کاری را که اجتماع و مردم طبعاً دست بدان نمی‌زنند توجه قانون به آن و مبارزه حقوقی با آن لزومی ندارد. با توجه به این اصل، تا حد نسبتاً زیادی می‌توانیم وضع حقوقی عرب را از آیات قرآن استنباط کنیم و اینک به پاره‌ای از خصوصیات متداول در عرب اشاره میکنیم.
1. زنده به گور کردن دختران که نشانه‌ای از تفکرات اجتماعی آن عهد نسبت به زن بوده است. قران مجید، با نهی صریح خود این کار پست و وحشیانه را منع نموده است. پاره‌ای از تواریخ این وضع زننده را که قطعاً هیچ حیوانی نیز مرتکب نمی‌شود به‌طوری نقل می‌کنند که همان به از ذکر آن خودداری کنیم.
2. روابط افراد در اجتماع عرب، همه بر دشمنی و تفرقه و پراکندگی استوار بوده و اجتماع آنها بر لب گودالی از آتش نیستی قرار داشته، قرآن مجید با برقراری حقوق برادری و اخوت، الفت و یگانگی در میان ایشان ایجاد نمود. وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِإِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا سوره آل عمران آیه 103
3. نبودن مقررات اجتماعی و عدم تشکیلات حقوقی، این خصوصیت از آیه 98 سوره توبه به‌دست می‌آید: «الاعراب اشد کفراً و نفاقاً و اجدو ان لا یعلموا حدودما انزل الله علی رسوله». ترجمه: اینها در کفر و نفاق شدیدترند و سزاوارتر که مقررات الهی را ندانند.
4. در معاملات دو کیل و وزن داشته‌اند. یک کیل بزرگ که هنگام خریدن به‌کار می‌بردند و یک کیل کوچک که با آن می‌فروختند «سوره مصففین آیه 1 و 2 و 3» و نیز طرز معامله غیر عقلانی بوده با پرتاب سنگ ریزه متاع خود را انتخاب می‌نمودند.
5. فحشا و عمل زشت وپلید زنا، اکراه زنان و دختران جوان بدین کار حیوانی در میان آنها رواج داشته، زنان و دختران خود را در ازای کسب مال و ثروت به این کار وا می‌داشتند. یا ایها الذین آمنوا لانکرهوا فتیانکم علی البقاء ان اردن تحصناً

تاریخ چه می‌گوید؟

زندگانی عرب قبل از اسلام به‌موجب نصوص مسلم تاریخ از تاریکترین صحنه‌های زندگی آن روزگار بوده است؛ محیطی مضطرب مردمی پراکنده عاری از خصائص انسانیت خالی از تشکیلات اجتماعی، همیشه درگیر و دار جنگ و کشتار میان طوائف از ضروریات اجتماعی بوده است.
حرمت جنگ در چهار ماه از سال حاکی از بیچارگی آن ملت بوده زیرا اگر جنگ در میان آنها کار استثنایی بود بدین قرارداد احتیاجی نداشتند.
برای توضیح بیشتر در این باره از کتاب «محمد (س) المثل الکامل»، تألیف محمد جادالمولی» که، کمک می‌گیریم. مؤلف مزبور در ذیل عنوان «الاسباب الاجتماعیة و الاقتصادیة …» می‌نویسد: «عرب در آتش نفاق دشمنی جگ و غارت و … می‌سوخت پست‌ترین امتها بودند، غارت،‌ کشتار، شرب خمر در میان آنها رواج کامل داشت بدان حد منحط بودند که اسم اجتماع را نمی‌توان بر آنها نهاد. با اینکه از یک نژاد و دارای یک زبان بودند تنها عامل حاکم بر آنها، تفرقه و پراکندگی بود، حس انتقام وحشیانه در آنها به حدی بود که زنان آنها، تا لباس خود را با خون کشته رنگین ننموده و دل و کبد او را نمی‌خوردند آرام نمی‌گرفتندو گذشته از عرب مشرک، یهود و نصاری که از بقایای ادیان گذشته بودند خود در پیچ و خم و تاریک‌های تحریف ادیان قرار گرفته روزگار پرمشقتی می‌گذراندند اجتماع عرب قبل از آنکه نافع به حال فرد باشد، بر سختی و مشقت بیچارگان می‌افزود و ضعیف پناهی جز قبول ظلم قوی نداشت نوری از دل تاریکی تابید و صحنه جهان روشن شد «جاء الحق»
آری در این تاریکی و ظلمت، در این گیر و دار زندگی نکبت بار و پر مشقت بود که ندای «قل الحق من ربکم» دل تاریکی را شکافت و اسلام نورانی از آن صحنه ظلمتکده طالع شد. این اراده الهی بود که نور را از دل ظلمت بیرون می‌آورد «قدجاء کم من‌الله نور» و قدرت، فوق بشری و اراده خود را از راه رسالت به کمک مردم می‌فرستاد اکنون با توجه و دقت کامل « آیا هیچ شباهت و یا تناسبی میان آن اجتماع تاریک رو به زوال و این احکام نورانی جاویدان می‌توان یافت؟»
در حالی که ما آنچه از قوانین مدونه بشری در راه تکامل اجتماع می‌بینیم و سیر یک اجتماع را ضعف و انحطاط رو به کمال و قدرت می‌نگریم، همه در زنجیر تدریج بوده و اسیر مرور زمان و گذشت ادوار مختلف می‌باشد. حقوق ملل قدیم همه محصول صدها سال فکر و اندیشه و اجتماع یک عده از حقوقدانان در کمال راحتی و استراحت می‌باشد مقررات و حقوق جهان کنونی با همه نواقصی که دارد معلول صدها سال رنج و اندیشه و زحمت و تجربه و مطالعات است. بلکه هر کمال اجتماعی همیشه آهسته قدم بر میدارد، ولی ملت عرب و امت پراکنده و اجتماع منحط آن در سایه اسلام و اراده خدا و بسط حقوق الهی از ضعف و بیچارگی جهشی به قدرت و عظمت نمود و با قوانین و مقررات عزت بخش اسلام لباس ذلت خود را به دست رسالت پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله به دور انداخت از یک ندای الهی از کوهستان حراء حقوق خود را گرفت و در جهان تمدن آن روزگار بسط داد.
از حافظ در حالات امم مختلف هنگام طلوع اسلام در وصف عرب نقل می‌شود که: عرب از تجارت و صنعت و طب و حساب بهره ای نداشت، از پیشه‌وری و برزگری فرار می‌کرد، مبادا دچار ذلت پرداخت مالیات شود،‌در معاملات و زندگی آنها پیمانه و ترازویی موجود نبود.
تفسیر طبری در جزء 25:4 در ذیل آیه شریفه و کنتم علی شفا حفرة من النار از قتاده نقل می‌کند « عرب خوارترین،‌تیره بخت‌ترین،‌گمراهترین و لخت‌ترین و گرسنه‌ترین بشر بود، در یک لانه حقیر میان دو بیشه که جای دو شیر بود (یکی ایران و دیگری روم) زیست می‌نمودند، بخدا سوگند در سراسر گیتی قومی را نمی‌شناسم از عرب بدبخت‌تر و زبون‌تر باشد،‌همینکه اسلام ظاهر شد « صاحب کتاب و قادر بر جهاد و دارای زندگی شرافتمند و مالک الرقاب و پادشاه شدند»
با دقت و مقایسه در اوضاع حقوقی عرب و احکام عالی اسلام معلوم شد پاره‌ای عقائد در این باره دور از انصاف است، بعضی چنین پنداشته‌اند که حقوق اسلام تکامل یافته حقوق عرب است.
نویسنده کتاب جنگ و صلح در اسلام می‌نویسد در هر صورت شواهد و مدارکی فراوان موجود است و نشان می‌دهد که قانون اسلام از قانون معمولی و عرفی عرب به وجود آمده و تکامل یافته است» گذشته از بی‌دلیل بودن این مدعی،‌ما برای انتقاد از این نظر ناچار از بیان تضاد حقوقی اسلام و حقوق (بسیار کم) جاهلیت می‌باشیم.

تضاد حقوقی عرب و حقوق اسلام

1. در عرب جاهلیت زن جزو اموال محسوب شده به ارث می‌رفت، و مانند حیوانات با او رفتار می‌شد،‌در مقابل کسب مال او را مجبور به عمل ناپسند زنا می‌ساختند دختران حق حیات نیز نداشتند و کشتن آنها موجب افتخار بود،‌اسلام بالغوظلمها و فجایع علیه زنان با دو آیه شریفه «ولهن مثل الذی علیهن و اللرجال نصیب مما اکتسبو اللنساء نصیب هما اکتسبن» مقام زن را در جامعه از نظر حقوقی و مالکیت تثبیت نمود آیا این قانون اسلام تکامل یافته قانون ضد اوست؟
2. در عرب جاهلیت اگر مدیون از پرداخت دین خود عاجز می‌شد زنان و دختران او را طلبکار به‌عنوان استیفاء حق دین می‌بردند.
اسلام احترام اموال و اعراض مرد را در پناه قدرت تشریع خود گرفت، ‌در این باره گفت که اموال مفلس اگر تفریط نشده باشد نامرز حفظ آبرو و حیثیت در امان است. باید لطمه به شئون و آبروی زندگی شخصی وی وارد نیاید و زنان و دختران مدیون را از سیطره حیوانی طلبکار نجات دارد. آیا رابطه این دو حکم، کمال و نقص است یا تضاد؟
3. عرب جاهلیت در فساد غوطه‌ور و در فحشاء آزاد بود و کوچکترین مسئولیتی فردی و اجتماعی در میان آنان نبود اسلام با ندای دقیق و مسئولیت آور «ان السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولا» مسئولیت فردی را در چشم و گوش حتی در اندیشه برقرار ساخت. آیا بین این دو حکم چه رابطه‌ای است؟
4. در قوانین و مقررات زناشویی، تضاد زیادی میان احکام جاهلیت و اسلام به چشم می‌خورد با اینحال آیا احتمال تکامل حقوق اسلام از عرب بی‌اساس نیست؟ مؤلف کتاب «جنگ و صلح در اسلام» در کتاب «حقوق در اسلام» (که با شرکت دانشمندان دیگر تألیف شده) در صفحه 98 کتاب مزبور در ذیل عنوان قران، می‌گوید «اول اینکه پیغمبر اسلام (س) در سنوات آخر دوران عمرش مانند یک سلطان حاکم مواجه با تعدادی از مسائل حقوقی شد که نسبت با آنها از خداوند راهنمایی طلبید و جوابهایی که با آن مسائل داده شد عناصر حقوقی مشخصی در قران مجید به‌وجود آورد.
بدیهی است که آنچه پیغمبر درباره احکام و حقوق می‌فرموده از وحی الهی است و کسب دستور از خداوند اختصاصی به اواخر عمر حضرت ندارد، بلکه در تمام مدت رسالت دستورات دینی را از جانب خداوند بیان می‌فرمود.